به نام عشق
که تنها لایق آن کسی است که عشق ها را در دل زمینیان نهاد تا با ناب ترین لطافت زمینی به ناب ترین و زیبا ترین و عجیب ترین لطافت دنیا پی ببرند.
تا اتفاقی زمینی حرکتی در ادامه مسیر، طریقی آسمانی را رقم زند و در عین بیراهه رفتنش، عین راه باشد در کوچه پس کوچه های پیچ در پیج زمینیان.
امروز، اینجا، اینگونه...
... یک تنه درخت بریده شده از پس و پیش روزگار، دوباره میروید، از پای تنه جوانه میزند و حیاتی دوباره برایش شکل میگیرد. جان میگیرد، قوت میگیرد، سر میکشد، رشد میکند و اندک اندک سری در سرها بر می آورد.
اینچنین است که اگر به او توکل کردی، تنه ات را هم که ببرند، چون ریشه ها قوت دارد، دوباره به اذن و لطف او با ریزش باران رحمتش، زندگی دوباره جان میگیرد، اینبار دوباره و با قدرتی بیش از پیش به زندگی جدید بر میگردد.
و اینچنین است که خداوند، تمام محاسبات را روزی در هم میشکند و تو را دوباره غافلگیر میکند.
برچسب:
نویسنده: رویا قربانی